بریل (Beryl)

شاید برای شخص دیگری نیز جالب باشد:
Share

بریل (Beryl) از گروه بریل

beryl-emerald-irocks

تمام کانی های موجود در گروه بریل به غیر از انواع سبز زمردی و آبی آکوامارین بریل خوانده می شوند. واژه بریل از کلمه یونانی بریلوس (Beryllos) مشتق شده و احیانا منشاء آن از زبان رایج در هندوستان می باشد. ولی معنی صحیح کلمه مشخص نیست. در ایام قدیم شیشه های ذره بینی از کانی بریل بی رنگ ساخته می شد و شاید به همین دلیل امروزه عینک طبی با این نوع شیشه ها در زبان آلمانی بریله ( Brille) خوانده می شود. واژه بریل گرانبها (Precious Beryl) به تمام انواع بریل اطلاق می شود. کانی بریل در مقابل مواد شیمیایی مقاوم بوده و فقط اسید فلوریدریک بر آن اثر دارد. این کانی شکننده و ترد می باشد و در مقابل کوچک ترین ضربه تکه تکه می شود. تمام انواع بریل درخشش شیشه ای داشته و اغلب با آکوامارین در یک جا یافت می شوند.

ویژگی های کلی بریل

ویژگی ها توصیف
انواع به متن رجوع کنید
پدیده شاتویانسی ( عمدتا در انواع آبی، سبز و زرد)
شفاقیت شفاف تا اوپاک
اندازه های معمول هم آکوامارین و هم زمرد را ممکن است در اندازه های صدها قیراطی به صورت طبیعی یافت. بریل قرمز صفحه دار در اندازه های بالای ۱ قیراط نادر است.
ترکیب شیمیایی سیلیکات بریل و آلومینیوم
سیستم کریستالی و شکل جامع هگزاگونال،  منشوری یا منشور، هرمی و صفحات پیناکوئید. اغلب دارای خطوط عمودی. کریستال های زمرد اغلب نواحی رنگی و معمولا درونی فوق العاده شکسته دارند.
خصوصیات فیزیکی تورق: ناقص، صفحه ای

شکستگی: کونکوئیدال

سختی:۸-۷

دوام:زمرد – ضعیف ( شکننده ، اغلب شدیدا دارای ناخالصی). آکومارین و بقیه خوب. زمرد های دارای ناخالصی زیاد فوق العاده شکننده هستند و هرگز نباید با روش اولتراسونیک تمیز کرده شوند.

وزن مخصوص: ۸/۲ – ۷۷/۲ بر حسب نوع

جلا: شیشه ای

ضریب شکست نور:۶۰/۱- ۵۶/۱ ، بر حسب نوع

شکست دوگانه:۰۰۱۰/۰- ۰۰۴/۰ برحسب نوع

مشخصات اپتیکی : DR، تک محوری منفی

پلئوکروئیسم:  دیکروئیک،  به متن رجوع شود

پراکندگی: پایین (۰۱۴/۰)

دلیل رنگ الوکروماتیک ، بی رنگ، زمرد فقط توسط کروم رنگین شده، آکوامارین توسط آهن، در صورتی که انواع صورتی و قرمز توسط منگنز رنگین شده اند.
فلورسانس متغیر
طیف متغیر
نوع و انواع تراش زمرد را معمولا به صورت پله ای می تراشند (به این نوع تراش، تراش زمرد هم می گویند )به دلیل شکنندگی نگین نوک های  تیز نگین را برای حفاظت بیشتر انحنا دار می کنند.

آکوامارین را نیز اغب به صورت تراش پله ای استاندارد می تراشند، ولی بسیاری از نگین های ارزان تر در بازهر در همه نوع فرم تراش یافت می شود. تراش کابوشن را برای سنگ های با ناخالصی بسیار زیاد استفاده می کنند.

نگین های ترکیبی زمرد اغلب توسط نگین های ترکیبی شبیه سازی می شود(دوبلت بریل و تریپلت زمرد) که می تواند ولی نه الزاما از بخش هایی از بریل تشکیل شده باشد.
ناخالصی به متن مراجعه کنید
تقویت رایج.به متن مراجعه کنید
سنتز زمرد در اولین بار در اوائل قرن بیستم سنتز شد. امروزه پروسه های مختلف برای سنتز وجود دارد. بریل صورتی و سایر رنگ ها به عنوان آزمایشی سنتز شده اند.
محل های یافت بیشتر بریل را مستقیما از سنگ مادر استخراج می کنند. آکوامارین معمولا در سنگ های گرانیتی و یا حفره های پگماتیتی به وجود می آید.

زمرد: افغانستان، استرالیا، اطریش، برزیل، کلمبیا، مصر، هندوستان، ماداگاسکار، نروژ، پاکستان، روسیه(اورال)، آفریقای جنوبی، تانزانیا، زامبیا، زیمبابوه.

آکوامارین: افغانستان ، برزیل، برمه، هندوستان، ماداگاسکار، نیجریه، پاکستان، روسیه(اورال)، سریلانکا، آمریکا، زامبیا و نواحی دیگر.

بریل قرمز: آمریکا( کوهستان های Thomas و Wah Wah در یوتا)

بریل زرد: برزیل، ماداگاسکار، نامیبیا، روسیه، سریلانکا.

بریل صورتی: برزیل، ماداگاسکار، پاکستان.

ریشه واژه بریل : ریشه ای هندی دارد، از واژه پراکیتVeruliyam  و به ما از طریق واژه یونانی Beryllos (سنگ سبز) رسید.

آکوامارین: از واژه لاتین aqaa= آب+  marinus= دریا،در اشاره به رنگ آبی – سبز آن.

زمرد: از کلمه یونانیSmaragdos=سنگ سبز ، گرفته شده از فارسی. بعدها به emeraude،esmerald،esmeraude تبدیل شد.

گوشینیت (بریل بی رنگ) : به یاد محل یافت آن Goshen، در همسفر کاونتی، ماساچوست، آمریکا

هلیودور(بریل زرد): از کلمه یونانی helios= خورشید، dor=هدیه .

برای اولین بار در مورد سنگ های استخراج شده از معدنی در نامیبیا مورد استفاده قرار گرفت.

Maxixe بریل (آبی تند ): نام نهاده برای معدن Maxixe در ایلت میناس جراس، برزیل، که در آنجا برای اولین بار حدود ۱۹۱۷ یافت شد.

مورگانیت ( بریل صورتی ): در سال ۱۹۱۱ G.F.Kunz از تیفانی و شرکا آن را به افتخار سرمایه گذار و کلکسیونر آمریکایی J.P.Morgan  نام نهاد.

 

انواع رنگی بریل در تجارت اسامی مشخص برای خود دارند مانند:

بیکسبیت(Bixbite)

که رنگ قرمز توت فرنگی دارد ( البته این نام گذاری ها در نزد جواهر شناسان بی معنی و بی دلیل می باشد).

بریل ماکسیسMaxixe

به رنگ آبی متوسط یا تیره، رنگ آبی به دلیل تشعشع رادیواکتیو طبیعی است و در برابر نور آفتاب به مدت طولانی، رنگ به مرور از بین میرود.

بریل طلائی(Golden Beryl)

به دلیل رنگ زیبای زرد طلائی به این نام شهرت یافته، نوع دیگری به رنگ زرد لیموئی نیز وجود دارد. احتمالا فلز رنگ زا در آن آهن می باشد و به طور کلی ناخالصی و محتویات بسیار کمی دارد. بریل طلائی در حرارت ۲۵۰ درجه سانتی گراد تغییر رنگ داده و بی رنگ می شود. مهم ترین محل یافت این نوع بریل در سری لانکا و نامیبیاست.

گوشنیت(Goshenite)

این یک نوع بیرنگ بریل است که در محلی به نام گوشن در ایالت ماساچوست آمریکا برای اولین بار یافت شده است. با روکش نازکی به رنگ نقره ای یا سبز، گوشنیت را می توان به جای الماس یا زمرد بدلی مورد استفاده قرار دادو گوشنیت فراوان ترین و ارزان ترین نوع بریل است که در کنار سایر انواع بریل در نقاط مختلف جهان یافت شده است.

هلیودور(Heliodor)

از نوع بریل از زرد لیموئی تا طلائی و به معنای هدیه آفتاب است و احتمالا برای اولین بار در سال ۱۹۱۰ میلادی در نامیبیا کشف شده، ولی اخیرا انواع مشابه آن در کشور های برزیل و جمهوری مالاگاسی مشاهده شده، عامل رنگ زا در این نوع اکسید اورانیوم است که بدین جهت دارای میزان محدودی تشعشع رادیو اکتیویته نیز می باشد.

مور گانیت(Morganite)

رنگ این نوع بریل صورتی ملایم تا بنفش است و به یادبود جی.پی.مورگان (J.P.Morgan) کانی شناس و کلکسیونر مشهور نامگذاری شده. این نوع بریل وزن مخصوصی برابر با ۸۰/ ۲ تا ۹۰/۲ دارد.

کیفیت پائین رنگ آن را می توان با استفاده از حرارت (بالای ۴۰۰ درجه سانتی گراد ) بهبود بخشید. مورگانیت در کشور های زیر یافت شده است: برزیل(در ایالت میناس جراس )، جمهوری مالاگاسی، موزامبیک، زیمبابوه، نامیبیا و آمریکا( در کالیفرنیا). بریل سبز رنگ در تجارت به آکوامارین شهرت دارد، و با استفاده از روش حرارت دادن (حدود ۴۰۰ الی ۴۵۰ درجه سانتی گراد) کاملا به رنگ آکوامارین در می آید. به طور کلی بریل بی رنگ است اما در نوع زمرد به دلیل وجود کروم سبز رنگ می باشد. آکوامارین رنگ خود را مدیون فلز آهن است در حالی که در بریل صورتی و قرمز عامل رنگ زا فلز منگنز می باشد. در بریل صورتی مضافا فلز سزیوم و روبیدیوم وجود دارند. بریل قرمز فوق العاده نایاب است و فقط در سلسله کوه های توماس و کوهستانهای Wah Wah در ایالت یوتا (آمریکا) یافت شده است.

نگین های بریل معمولا تراش زمرد گونه داده می شوند و انواع مات این کانی اگر به اندازه کافی ناخالصی داشته باشد پدیده چشم گربه ای و آستریزم را نشان خواهد داد. بریل می تواند پدیده شاتویانسی داشته باشد که در انواع آبی سبز و زرد آن دیده می شود .

به علت تنوع رنگ در اعضای گروه بریل، امکان اشتباه در تشخیص این جواهر با بسیاری از نگین های جواهر دیگر وجود دارد. بریل دارای ویژگی تورق ناقص می باشد و نحوه شکنندگی آن همالنند شیشه Concnoidal است. پایداری در انواع بریل، مثلا زمرد، متوسط است ولی در انواع آکوامارین و بقیه خوب می باشد. زمردهائی که دارای ناخالصی زیادی هستند بسیار شکننده می باشند و باید با دستگاه اولتراسونیک آنها را پاک نمود. نگین های مصنوعی از بریل نیز به صورت دوبلت ساخته و عرضه می شوند.

BGN-00006-l

زمرد(Emerald) گروه بریل

واژه زمرد به معنای سبز بوده و از کلمه یونانی اسماراگدوس (Smaragdos) مشتق گردیده که خود احتمالا منشاء  در زبان فارسی دارد. در ایام قدیم به تمام بلورهای سبز رنگ زمرد می گفتند .

زمرد و آکوامارین و بریل انواع کانی های مهم گروه بریل هستند. گرانبهاترین کانی از این گروه زمرد است که رنگ سبز و زیبای آن با رنگ دیگر کانی های گرانبها در این گروه قابل مقایسه نمی باشد و به همین دلیل این رنگ سبز خاص را سبز زمردی (Emerald Green) می خوانند. فلزات رنگ زا در زمرد کروم و وانادیوم می باشند در مطالعه با اسپکتروسکپ جیبی هم می توان خطوط جذبی کروم را درطیف مختص به آن به آسانی مشاهده نمود. زمرد حاصل از معادن آمریکای جنوبی ( به استثنای کلمبیا) اغلب مقادیر قابل توجهی آهن دارند و این موجب افزایش وزن مخصوص و ضریب شکست  نور در این کانی می شود. رنگ زمرد در مقابل نور مصنوعی و یا طبیعی (خورشیدی) و حرارت تغییر نمی کند. و رنگی است نسبتا ثابت و تنها در حرارت ۷۰۰ الی ۸۰۰ درجه سانتیگراد تغییر می یابد. فقط بلورهای زمرد بسیار مرغوب شفاف می باشند. اکثر بلورهای زمرد ناخالصی ها و محتویات متعدد از قبیل کانی های میهمان، مایعات، حباب های گاز و ترک های داخلی دارند و رنگ سنگ در صورت کثرت این محتویات مات می شود. این محتویات و ناخالصی ها عیوب زمرد محسوب نمی شوند بلکه در اینجا نیز مانند گروه کروندوم از آنها برای تشخیص زمرد مصنوعی و بدلی استفاده می شود. متخصصین این ناخالصی ها را Jardin  یا باغچه می نامند.

برای بهبود کیفیت رنگ در زمرد اغلب آن را با روغن یا موم، اپوکسی یا پلاستیک اشباع می کنند وبدین طریق بازتاب نور را از ترک های موجود در آن به حداقل می رسانند. در تجارت معمولا زمرد را در ظروفی حاوی روغن بدون رنگ قرار می دهند. زمرد هایی که به صورت نگین مورد استفاده قرار می گیرند و در تماس با مواد شوینده زیبایی اولیه خود را تا حدودی از دست می دهند را می توان با قرار دادن در روغن به زیبایی اولیه باز گرداند. مرغوب ترین انواع زمرد بلورهایی هستند با رنگ سبز سیر که حتی در صورت دارا بودن ناخالصی فراوان باز هم از بلور های زمرد پاک و شفاف اما با رنگ روشن گرانبهاترند. رنگ سبز زمرد در همه نقاط آن غالبا یکسان نبوده و بیشتر به صورت نوارها و لکه های تیره و روشن دیده می شود. در مورد ارزیابی زمرد توجه فراوانی به رنگ آن می شود، به گونه ای که رنگ اصلی (Hue) می باید تا حد امکان سبز باشد و اگر رنگ آبی سبز و یا زرد سبز در آن دیده شود از قیمت آن می کاهد. رنگ باید تا حد ممکن اشباع شده باشد. و زمینه (Tone) متوسط تا متوسط مایا به تیره ترجیحا مورد توجه است. زمرد درخشندگی شیشه ای دارد.

در مورد نگین هائی که با رزین بهبود رنگ یافته اند این روش قابل اجرا نیست. رزین که در مورد زمرد بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند از نوع Epoxy است که در بازار با نام تجاری Opticon فروخته می شود. بدین ترتیب بسیاری از نقائص در زمرد ها با کیفیت متوسط رفع می گردد. زمرد هایی که دارای ناخالصی زیاد هستند اغلب بر خلاف یاقوت سرخ و کبود هنگام تراش شکسته می شوند، بنابراین موضوع بهبود رنگ با روش های دیگر بسیار مورد توجه هستند.

خواص فیزیکی، مخصوصا وزن مخصوص و میزان ضریب شکست نور و پدیده پلئوکروییزم ( یا چند رنگی) در بلور های زمرد متفاوت بوده و بستگی به روند پیدایش محل استخراج آن دارد. بلورهای زمرد شکننده بوده و غالبا با ترک هائی، در نتیجه فشار های داخلی در حیت تبلور مواد اولیه، همراه هستند و در مقابل فشار خارجی مقاومت چندانی ندارند.

بلورهای زمرد مانند سایر کانی ها از مواد مذاب درون زمین و یا از دگرگونی بلور های قبلی تحت فشار و حرارت زیاد به وجود می آیند. زمرد در میکاشیست و اکثرا در نزدیکی و یا در رگه های سنگ های پگماتیت یافت می شوند. استخراج زمرد بر خلاف یاقوت های کبود و سرخ فقط از ذخائر اولیه و  مستقیما از سنگ مادر حاوی زمرد انجام می گیرد و بلور های زمرد در این سنگ ها در داخل شیارها و یا به صورت رگه هائی یافت می شوند. اهمیت یافت زمرد در انباشته های ثانویه بسیار ناچیز است. وبه علت اختلاف جزئی ما بین وزن مخصوص زمرد با کوارتز، شستشو و استخراج از این نوع ذخائر بسیار مشکل می باشد، همانطوری که اصولا تشکیل انباشته های رسوبی حامل بلورهای شفاف زمرد در نتیجه تخریب و تجزیه سنگ های اولیه بسیار غیر محتمل است.

مهم ترین معادن زمرد در جهان در کشور کلمبیا و مخصوصا در معادن موزو در ۱۰۰ کیلومتری شمال غربی بوگوتا قرار دارد. این معادن قبلا توسط بومیان اولیه آن سامان، قوم اینکا، بهره برداری می شده اما مدتها متروک مانده تا اینکه در قرن هفدهم مجددا کشف و مورد بهره برداری قرار گرفت. بلور های زمرد این معادن از بهترین انواع زمرد و دارای رنگ سبز سیر می باشند. سنگ های مادر حاوی زمرد دارای ترکیبات زغالی (Carbonaceous) هستند (زمرد تراپیش)، استخراج معادن زمرد به صورت تراس هایی پله مانند روباز  انجام شده و بلور های زمرد بوسیله چوب یا ابزار ساده دیگر از سنگ های تجزیه شده و نرم جدا گردیده و با دست بیرون آورده می شود. نوع سنگ در زمرد سنگ آهک تیره رنگ است. کانی هایی که همراه با زمرد استخراج می شوند عبارتند از:آلبیت، آپاتیت، آرانیت، باریتو کلسیت، دولومیت، فلوریت و پیریت.

از معادن مهم دیگر کلمبیا که در شمال شرقی  بوگوتا و در ارتفاع ۲۳۰۰ متری قرار دارند، معدن بزرگ شیوور است که در قدیم استخراج می شده و بعد ها نیز توسط اشغالگران اسپانیایی مجددا مورد بهره برداری قرار گرفت ولی در سال ۱۶۷۵ میلادی بار دیگر متوقف گشته و این معدن به فراموشی سپرده شد، اما در اوایل قرن بیستم برای چندمین بار مجددا کشف و مورد بهره برداری قرار گرفت. سنگ مادر زمرد سنگ دگرگونی شیل (Shale) است به رنگ خاکستری مایل به سیاه و استخراج در اینجا هم به طریق ایجاد تراس های پله پله و به طریق روباز انجام می گیرد، اخیرا استخراج از طریق حفر چاه و تونل نیز صورت می گیرد. در چند ساله اخیر معادن زمرد دیگری نیز در کلمبیا کشف شده  مانند معدن گاشالا که یک انباشته ثانویه است.

یا اینکه کشور کلمبیا سعی کرده استتخراج و فروش و صادرات زمرد را تحت کنترل قرار دهد، ولی اکثر تولیدات معادن زمرد این کشور به صورت غیر قانونی و قاچاق به بازارهای جهانی می رسند. از تولیدات زمرد این منطقه فقط یک سوم آن قابل تراش دادن است. زمردهای بسیار مرغوب کمیاب و زمردهایی که به درشتی فندق می باشند اغلب نامرغوب یا شکننده اند.

در برزیل نیز ذخائری در مناطق باهیا، گویاس و میناس جراس وجود دارند که از اهمیت کمی برخوردارند. بلور های زمرد این کشور رنگی روشن تر از زمرد کلمبیا داشته و  غالبا به رنگ های زرد مایل به سبز دیده می شوند و اغلب فاقد ناخالصی می باشند ( برعکس زمردهای یافت شده در کلمبیا).

در نیمه دوم دهه ۱۹۵۰ میلادی انباشته های جدیدی در کشور زیمبابوه کشف شد که از آن جمله می توان از معدن سانداوانا نام برد. در این معدن سنگ مادر حاوی بلورهای زمرد، هورنبلند شیلHornblende) Shale) است  و کریستال های زمرد غالبا کوچک ولی با کیفیت مرغوب هستند.

در شمال ایالت ترانسوال در آفریقای جنوبی معادن زمرد کبرا و سامرست (Cobra and Somerset) به کمک وسایل پیشرفته استخراج می شوند. ولی فقط پنج درصد کریستال های بدست آمده در این معادن از کیفیت مرغوب برخوردار بوده و برای تراش مناسبند. اکثر بلورها نیمه شفاف و یا به رنگ زرد روشن هستند یا رنگی نامطلوب دارند و فقط می توان از آنها در تراش کابوشن استفاده نمود. معادن زمرد در سال ۱۸۳۰ میلادی در شمال سوردلوفسک(Sverdlowsk) در روسیه نیز کشف شد. در این معدن سنگ مادر حاوی بلورهای زمرد، بیوتیت میکاشیل (Biotite Mica Shale) است که سنگی است دگرگونی. بلورهای زمرد مرغوب در این منطقه نیز کمیاب بوده و اغلب آنها مات و غیرشفاف و به رنگ های زرد مایل به سبز هستند. در اوایل مقدار استخراج از این معادن نسبتا زیاد بوده ولی در حال حاضر بهره برداری از آنها متوقف شده است .

معادن کم اهمیت زمرد در کشورهای زیر می باشند: زامبیا، تانزانیا، هند، پاکستان، افغانستان، قاره استرالیا و ایالات متحده. معادن زمرد عهد باستان به نام کلئوپاترا در شرق آسوان در کشور مصر قرار داشت که امروزه فقط از جنبه تاریخی دارای ارزش می باشند.

معادن زمرد کشور اطریش در دره هاباخ در نزدیکی شهر سالزیورگ جنبه اقتصادی نداشته و بلورهای زمرد با کیفیت مطلوب و قابل تراش در این معدن به ندرت یافت می شوند. در این معادن سنگ مادر حاوی بلورهای زمرد، بیوتیت هورنبلند شیل است که نوعی سنگ دگرگونی می باشد و در اینجا با رگه هائی از تالک و کلریت همراه است.

تعداد کمی از بلورهای یافت شده  خوش رنگ اما اکثرا غیرشفاف و مات هستند و بیشتر به رنگ های زرد مایل به سبز دیده می شوند. زمرد در کشورنروژ در حدود ۵۰ کیلومتری شمال شهر اسلواز پگماتیت استخراج شده و این معدن در حال حاضر به دلیل پایین بودن کیفیت قابل بهره برداری نیست . در افغانستان هم زمردهایی با کیفیت بسیار مرغوب از دره پنج شیر در شمال شرقی این کشور به دست آمده. رنگ این زمرد ها کاملا شبیه زمردهای معدن موزو در کلمبیاست . به علت اهمیت فراوان تشخیص محل استخراج زمرد، به طور اختصار چند ویژگی مهم برای زمردهای هرمنطقه را ذکر می کنیم.

برزیل

مشخصه این زمردها فیلم نازکی از مایعات به شکل سنگ فرش خیابان در درون آن است. زمردهای برزیلی محتویات داخلی کمی دارند ولی همین محتویات کانی های میهمان بسیار جالب و نادری هستند. علاوه بر بیوتیت  و تالک بلورهای دولومیت نیز یافت می شوند.

در معدن هاباخ تال در اطریش کانی های میهمان شامل ترمولیت، تورمالین، اپیدوت و مخصوصا بیوتیت است. دره هاباخ برای مدت ها تنها محل یافت زمرد در اروپا بوده و بلورهای به دست آمده به دقت مطالعه شده اند . محتویات داخلی بلورهای زمرد این منطقه شبیه زمرد های یافت شده در معدن سانداوانا در زیمبابوه  است که در اوائل جنگ دوم جهانی کشف شد. البته این دو رنگ با هم اختلاف کلی دارند. در زمرد های این معدن کانی مهم میهمان ترمولیت است که در معدن دره هاباخ سوزنی شکل با ساقه پهن، کوتاه و فشرده بوده و همیشه بلورهای مستقیم دارد ولی در سانداوانا کانی میهمان مویی شکل و بلند و اکثر خمیده می باشد. گارنت در زمرد دره هاباخ دیده نمی شود ولی در زمرد های زیمبابوه همیشه موجود است و در انباشته نخست، مایعات کمتر از کانی های میهمان وجود دارد. کانی های میهمان مانند بیوتیت کتابی شکل و یا سایر اشکال سوزنی در ترمولیت دیده می شود نشاندهنده این واقعیت است که زمرد در نتیجه تبلور دوباره(Recrystallization) سنگ دگرگونی میکاشیت و یا ترمولیت – اکتینولیت به وجود آمده است. علاوه بر این همیشه بلورهای آپاتیت، اپیدوت، تیتانیت، روتیل و تورمالین نیز به عنوان کانی میهمان در زمردهای این منطقه وجود دارند. جالب، شکاف های دوباره بهبود یافته در بلورهای زمرد می باشد. در هنگام رشد بلور زمرد ظاهرا ماده رنگ زا در این کانی که کروم می باشد در مایع مادر به اتمام رسیده و بریل فقط به صورت بی رنگ امکان تبلور و اصلاح بلورهای ترک خورده را داشته است. زمردهای دره هاباخ پر است از شکاف های اصلاح شده و یا ترک دار که تحت فشارهای بسیار شدید جانبی در حین حرکات کوه زایی(Geotectonic Movements) به وجود آمده اند.

هندوستان

در زمردهای هندوستان کانی های میهمان در دو فاز مختلف رشد کرده اند و اکثرا به شکل کما(،) دیده می شوند و کانی فوکسیت که نوعی میکای غنی از فلز کروم است، همیشه در آن وجود دارد. زمردهای این منطقه نه تنها مملو از کانی های میهمان از سنگ های دگرگونی اولیه است (به کانی های میهمان که قبل از بلورهای زمرد تشکیل یافته اند در اصطلاح علمی Protogenetic Minerals می گویند) بلکه غنی از ناخالصی هایی از مایعات نیز می باشد. حالت کما شکل بلورهای میهمان در اینجا نیز دیده می شود و در بزرگنمایی بالا این اشکال به صورت بلورهای دوقلو که همیشه یکی بلندتر و باریک تر از دیگری است، دیده می شوند. میکا اصولا فراوان ترین میهمان موجود در زمرد است و به شکل ورقه های بلند و کج وجود دارد. در کنار این کانی، کلروآپاتیت نیز یافت می شود.

کلمبیا

زمردهای این کشور مشخصا دارای کانی های میهمانی هستند که به شکل تیغه اره می باشند و در سه فاز مختلف رشد به وجود آمده اند. معادن مهم زمرد کلمبیا شامل معدن شیوور، گاشالا بوربار، کاسکووز و موزو است. در بلورهای زمرد یافت شده در تمام این معادن همانطور که اشاره شد محتویات سه فازی وجود دارند و از کانی های میهمان که قبل از رشد بلورهای زمرد وجود داشته اند اثری نیست. کریستال های زمرد یافت شده در معادن کلمبیا در اواخر فعالیت آبهای گرم آتشفشانی (Hydrothermal Solutions) تشکیل و محتویاتی از آثار این مایعات در بلورهای زمرد دیده می شود. رنگ زیبای زمرد کلمبیا و محتویات آن همانطوری که گفته شد باعث شده که جواهر شناسان به آن لقب باغچه بدهند، گرجه شباهت آن بیشتر به (باغچه زیر آب) است. رنگ زمردهای کلمبیا مانند تلالو و رنگ آمیزی برگهای درخت در یک باغچه در زیر نور آفتاب بهاری است. این رنگ آمیزی در بلور زمرد وقتی با میکروسکوپ مورد بررسی قرار گیرد به محتویات گوناگونی از کانی ها و مایعات که در عمق های مختلف روی یکدیگر قرار گرفته اند مجزا می شود. صفحاتی که کانی های میهمان و قطرات مایع (مادر) در آنها قرار دارند همان صفحات رشد منشور ستون مانند زمرد است که به تدریج بزرگتر شده و بدین جهت موازی با محور اصلی بلور و یا صفحه تاج نگین تراشیده شده اند. در کنار قطرات مایع اولیه،آثاری از مایعات ثانویه، که از راه شکاف ها و سطوح کلیواژ به داخل کریستال نفوذ کرده اند دیده می شود. باقیمانده مایعات ثانویه مانند مایعات اولیه به شکل چنگک شاخه شاخه نیستند و اغلب شکل کروی دارند و در سطوح عمود بر محور اصلی یا سطح تراش تاج قرار گرفته اند. مخصوصا ویژگی وجود محتویاتی در سه فاز مختلف رشد که در حجم بلور پراکنده است و شامل نه تنها محلول های نمک دار اولیه (یا بلورهای کوچک و کامل نمک طعام در آنها) بلکه بلورهایی از هالوژنیدهای ایزوتروپیک و بلورهای دیگر از کانی هایی که تغییر شکل یافته و یا به گوشه هایی با فشار رانده شده اند،قابل توجه است. این کانی های میهمان جریان رشد بلور زمرد را در هر مورد بسیار خوب بیان می کنند. از معدن شیوور در کلمبیا بلورهای زمرد استخراج می شود که ویژگی محتویات سه فازی را دارند و کانی های البیت(یکی از انواع فلدسپار) و پیریت(سولفور آهن) نیز در آنها مشهود است. بلورهای صفحه مانند آلبیت همراه با کوارتز به عنوان میهمانان بی رنگ و خوش فرم(یوهدرال) در زمرد دیده می شوند. پیریت با درخشش مخصوص متالیک و رنگ زرد آن و بلورهای کامل رشد کرده و کوچک قابل رویت است که یا در تمام بلور میزبان پراکنده هستند و یا تجمع هایی به شکل خوشه انگور تشکیل می دهند و در نور کافی مانند قطرات طلا به نظر می رسند. بلورهای استخراج شده از معدن گاشالا ساختار لایه لایه دارند و خطوط رشد در آنها به خوبی دیده می شوند که از ویزگی های زمرد در این معدن است. علاوه بر اینها کانی های سوزنی شکل و کانی هایی با محتوای محلول اولیه نیز وجود دارند.

در معدن موزو سنگ مادری که در آن بلورهای زمرد از آبهای گرم اولیه متبلور شده اند شیل کربناتی (Calcareous Shale) می باشد. بدین جهت کربنات محلول در آبهای گرم پس از سرد شدن به صورت کلسیت متبلور گشته و توسط بلور زمرد احاطه می شود. کانی پاریزیت (فلورو کربنات کلسیم، که عناصر رادیو اکتیو مانند سزیوم Ce و لانتانید La دارد) یک کانی ثانویه محسوب می شود با رنگ های قهوه ای مایل به زرد که تا به حال فقط در بلورهای زمرد این معدن دیده شده است. در معادن زمرد پاکستان که به تازگی یافت شده اند کانی مشخصه ای وجود ندارد و از نظر طرز تشکیل شباهت کامل به زمردهای کلمبیا دارد. در این زمردها محتویات مایع به فراوانی و در اشکال مختلف دیده می شود.

معدن سانداوانا در زیمبابوه دارای محتویات فراوان از کانی های میهمان است که اکثرا بلورهای آنها تحت فشارهای جانبی خمیده شده اند. مشخص ترین کانی میهمان ترمولیت است که بلورهای سوزنی شکل بلند و خمیده ای را تشکیل می دهد. گارنت در بلورهای زمرد این معدن در هاله ای به رنگ قهوه ای جا دارد که این خود در نتیجه تخریب و هیدروکسید شدن آهن در گارنت است، هماتیت، فلدسپار و پیروتیت نیز به عنوان کانی های میهمان در زمردهای این معدن دیده می شوند.

در معادن ترانسوال در آفریقای جنوبی مشخصه زمرد، بلورهای کوچک و تا حدی تخریب شده میکاست. زمرد در این انباشته در نتیجه دگرگونی سنگ های میکاشیست توسط آب های گرم در مرحله Pneumatolic به وجود آمده است. کانی میهمان در بلورهای زمرد این معدن اکثرا مولیبدنیت می باشد که با درخششی متالیک و بلورهای کوچک فابل تشخیص است. شکاف های پر مانند که از هر طرف بلور میهمان را احاطه کرده اند نیز دیده می شوند.

در معادن موجود در سلسله جبال اورال مشخصه زمرد اجسامی  سبز رنگ، مانند چوب خیزران، از آکتینولیت می باشد. نحوه تشکیل زمرد در اینجا نیز مانند معادن آفریقای جنوبی است و از نظر محتویات بسیار به زمردهای هاباخ تال و سانداوانا شباهت دارد. کثرت بلورهای میهمان مانند میکا، هورنبلند و آکتینولیت در زمردهای این معادن قابل توجه است.

نگین های زمرد درشت، تراش داده شده و مشهور در جهان، مانند برلیان ها و یاقوت های سرخ مشهور، در موزه ها و خزانه داری های کشورها نگهداری می شوند. اغلب آنها در موزه های علوم طبیعی در لندن و نیویورک و در خزانه دولتی روسیه و یا جزء جواهرات سلطنتی ایران در موزه بانک مرکزی نگهداری می شوند. در موزه جواهرات شهر وین کوزه ای به ارتفاع ۲۱ سانتیمتر و وزن ۲۲۰۵ قیراط وجود دارد که از یک کریستال یکپارچه زمرد تشکیل شده است. به دلیل اینکه بلورهای زمرد با داشتن ترک های فراوان (در نتیجه وجود فشارهای داخلی در حین رشد) در مقابل ضربات و سایر عوامل فیزیکی مقاوم نمی باشند تراش زمرد گونه که نوعی تراش پله پله است ابداع گردید. در این تراش گوشه های بلور زمرد با صفحاتی مزین می شوند. بلورهای پاک و شفاف که فاقد ناخالصی های درشت هستند گاهی تراش برلیان گونه داده می شوند. زمردهای مات و یا نیمه شفاف و آنهایی که ناخالصی های فراوان دارند فقط به صورت کابوشن تراشیده می شوند و یا در صورت کیفیت پایین تر بلورهاف به صورت مهره تسبیح و گردنبند درآمده و مورد استفاده قرار می گیرند. کریستال زمرد به فرم طبیعی آن به ندرت به عنوان زینت به کار برده می شود، بلکه اغلب مورد حکاکی قرار گرفته و سپس عرضه می شود.

واژه هایی که همراه با نام Emerald هستند اغلب گمراه کننده می باشند مانند:African Emerald زمرد آفریقایی که در واقع نوعی فلوریت سبز رنگ از ـ  آفریقای جنوب غربی است.

Cape Emerald زمرد کیپ نوعی پرنیت است که در جنوب آفریقا یافت می شود (با زمردی که در همین منطقه یافت می شود اشتباه نشود).

Evening Emerald زمرد شب که این واژه برای پریدوت در نظر گرفته شده، Indian Emerald زمرد هندی که نوعی کوارتز سبز رنگ است.

Medina Emerald زمرد مدینا و نیز زمرد اسپانیایی در واقع فقط شیشه های سبز رنگ هستند.

Mt.Saint Helens Emerald زمرد کوستان سنت هلن شیشه سبز رنگ ساخت دست انسان که از ذوب خاکستر آتشفشانی به دست آمده.

Scientific Emerald زمرد علمی سنگ یا خمیره سنتز شده است.

Urakuab Emerald زمرد اورالی نوعی گارنت سبز رنگ است.

Zerfass Emerald زمرد زرفارس زمرد سنتز شده آلمانی می باشد.

Bohemian Emerald – فلوریت سبز

Congo Emerald- دیوپتاز و سیلیکات مس

Emeraldine – کالسدونی ( نوعی کوارتز ریزدانه ) سبز رنگ شده

Emeraldite  – تورمالین سبز

Lithia Emerald – کانی هیدنیت

Mascot Emerald  نوعی دوبلت زمرد

Oriental Emerald – سافیر سبز رنگ

Tecla Emerald – نوعی دوبلت زمرد

Transvaal Emerald – فلوریت سبز

زمرد از سال ۱۸۴۸ به طور مصنوعی تولید شده است ولی در همین اواخر زمرد سنتز شده نیز در بازار جواهرات عرضه می شود. گاهی تشخیص زمرد سنتز شده از زمرد طبیعی بسیار مشکل است . شرحی از انواع روش های سنتز در کتاب زمرد بیان گردیده و دراینجا فقط به سنتزهای مهم در بازار جواهرات اشاره می شود:

Biron Emerald     lennix Emerald     Gilson Emerald     egency Emerald

Chatham Emerald  inde Emerald    Kimberly Emerald   Zerfass Emerald

زمردهای تاریخی

مغول های مقیم هندوستان و منجمله سلطان شاه جهان که به دلیل ساخت یکی از زیبا ترین و مشهورترین ساختار های جهان تاج محل ( که گویا به عنوان مقبره همسر مورد علاقه اش در نظر گرفته بود) شهرت دارد به قدری به زمرد علاقه داشت که روی قطعات زمرد متون مقدسه را حک کرده و به عنوان طلسم حمل می نمود. برخی از این طلسم ها که به نام زمرد های مغول مشهور است را می توان در موزه ها و کلکسیون ها یافت. به عنوان مثال یکی از این طلسم ها از زمردی به رنگ سبز سیر و به وزن ۷۸ قیراط ساخته شده. در لبه های این نگین زمرد به زبان فارسی نوشته شده: آن که این طلسم را حمل کند از حفاظت خاص خداوند برخوردار خواهد بود. روایت ها می گویند زمرد حافظه و هوش صاحبش را تقویت نموده و او را قادر به پیش گویی آینده می سازد.

زمرد صورتی رنگ

در کتب جواهر شناسی موکدا به این واقعیت اشاره می شود که زمرد سنگ جواهری است که فقط به رنگ سبز در طبیعت یافت می شود ولی آیا زمرد صورتی رنگ در برزیل یافت شده. این زمرد که به شکل قلب تراشیده شده و درخشش بسیار بالائی دارد یک مورگانیت(بریل صورتی) است با وزن ۱۶۹ قیراط، بدون عیب، با رنگی زیبا و درخششی بی نظیر و به قیمت ۶/۲ میلیون دلار عرضه شده است.

یکی از یباترین مجسمه ها به نام خدای جاودانگی مجسمه ای است از زمرد در موزه تاریخ طبیعی با وزن ۲۲۳۰ ، به رنگ صورتی و از جزیره ماداگاسکار به دست آمده است. ولی بزرگ ترین مجسمه موجود در جهان از زمرد صورتی (مورگانیت) است و Aka pinky نام دارد به وزن ۵۳۲۵ قیراط و در شهر جواهر سازی ایدارابرشتاین توسط یک استاد آلمانی به نام مانفردوایلد حجازی شده.Pinky  دارای چشمانی از یاقوت گرانبهای صفحه دار است و متعلق به کمپانی آمریکایی The pink.Emerald می باشد. درباره این دو یاقوت مقاله های علمی زیادی نوشته شده و عکس روی جلد مجله مشهور National Jeweler Magazine بوده است.

بزرگ ترین نگین صفحه دار جهان از زمرد صورتی نگینی است به وزن ۷۰/۵۹۸ قیراط به شکل متکا و این نیز از جزیره ماداگاسکار است و در حال حاضر در موزه بریتانیا در لندن نگاهداری می شود. دومین نگین بزرگ جهان بیضی شکل، به وزن ۵۵/۳۹۰ قیراط به رنگ صورتی است که نام پرنس صلح (Prince of peace) را یدک می کشد و این نیز متعلق به کمپانی Pink Emerald می باشد . این سنگ از معادن برزیل به دست آمده و در همان جا تراش داده شده .

در حالی که زمرد سبز و زمرد صورتی (مورگانیت) هر دو نوعی بریل هستند با فرمول مشخص شیمیایی و حدود ۱۴% بریلیوم،۱۹%آلومینیومو ۶۷% سیلیس به اضافه عناصر آلکالی. در زمرد سبز فلز رنگ زا، همانطوری که قبلا هم گفته شده کروم و وانادیوم است ولی در زمرد صورتی فلز رنگ زا عنصر منگنز سه ظرفیتی MG­­­­­۳+ می باشد.

کانی های جواهر زیر به علت تشابه در رنگ و جلا و سایر خواص فیزیکی ممکن است به جای زمرد عرضه شوند. این کانی ها عبارتند از: دمانتوئید، دیوپسید، دیوپتاز، گروسولار(گارنت سبز کروم دار). نگین های زمرد گونه بدلی نیز به صورت دوبلت ساخته می شوند. اغلب در دوبلت ها قسمت تاج نگین از کانی های طبیعی ولی کمرنگ مانند زمرد، آکوامارین و یا بریل انتخاب شده و در روی قسمت تحتانی (پاویلیون) که از شیشه های سبز رنگ و یا از اسپینل مصنوعی می باشد با چسب مخصوص سبز رنگی چسبانده شده و بدین سان بهبودی قابل ملاحظه ای در رنگ نگین دوبلت حاصل می شود. تشخیص این نوع نگین های زمرد طبیعی بسیار مشکل است.

در مورد اهمیت اقتصادی زمرد کافی است اشاره نمود که در کنار یاقوت سرخ، زمرد مهم ترین عضو از گروه کانی های رنگی است. اگر به آمار سال ۱۹۹۲ توجه شود میزان صادرات این سنگ به آمریکا برابر با ۲۱۳ میلیون دلار بوده که در برابر ارزش صادرات یاقوت سرخ و کبود به میزان ۱۵۳ میلیون دلار، چشم گیر می باشد.

اولین بلور زمرد مصنوعی در سال ۱۸۴۸ میلادی توسط آ.و.ورنوی در لابراتوار تولید شد و از اولین قرن حاضر تکنیک تولید آن تکامل یافته است. از دهه ۱۹۵۰ میلادی انبوه نگین های مصنوعی زمرد با کیفیتی بسیار مرغوب و قیمتی بسیار مناسب روانه بازار جهانی تولید جواهرات شده است. این خود مشکل بسیار بزرگ برای جواهرشناسان به وجود آورده که بایستی با روش های بسیار مطمئن علمی بین این گونه مصنوعات و انواع طبیعی تمایز قائل شوند. خوشبختانه در این مورد نیز خاصیت عبور یا انعکاس اشعه ماوراء بنفش در کریستال های هر دو نوع کمک بزرگی است. اصولا انواع مصنوعی و یا لابراتوری نگین های زمرد خیلی بهتر از انواع طبیعی آن اشعه ماوراء بنفش را عبور می دهند و در نتیجه انواع مصنوعی شفاف تر به نظر میرسند، و انواع طبیعی نیز با پرتو افکنی و انعکاس اشعه ماوراء بنفش مشخص می گردند. دوبلت هایی از زمرد مصنوئی که بر روی بریل طبیهی و بی رنگ چسبانده شده اند و همچنین نگین های ساخته شده از شیشه های سبز رنگ در بازار به وفور یافت می شوند.

انواع زمرد های سنتز شدهSynthetic Emeralds

زمرد های سنتز شده لنیکس

این سنگ های سنتز شده به صورت بلورهای چهر گوشه (مربعی) و نه منشورهای هگزاگونال، رشد می کنند و شکل جامع صفحه ای شکل (Tabular) دارند. ضریب شکست نور آنها قدری از زمرد طبیعی پایین تر بوده و به قرار ذیل است.

۵۶۶/۱ – ۵۶۲/۱=RI

مراحل این سنتز توسط M.Lens فرانسوی تکمیل شد.

زمرد های سنتز شده هیدروترمال

ناخالصی های مشخصه شامل اشکال پر مانند (Feathers) از مایعات دوفازی و بلورهای میخی شکل میکروسکپی و ساختارهای رشد شناور کشیده Elongated Flowing Growth Features می باشند. سنگ ها می توانند ناخالصی هائی کوچک و صفحه ای شکل دو فازی از مایعات نیز داشته باشند.

زمرد سنتز شده ریجنسی

این زمرد ها با روش اصیل لیند(Linde) و شیوه یونیون کاربید سنتز شده اند. ضریب شکست نور مشابه زمرد طبیعی دارند ،گرچه وزن مخصوص آنها قدری پایین تر و ۶۸/۲ گرم بر سانتیمتر مکعب می باشدو محتوای آهن در آنها بسیار کم است و بدین دلیل سنگ های سنتز شده اشعه ماوراء بنفش موج کوتاه و فلورسانس قرمز رنگ قوی دارند(حتی در زیر نور قوی چراغ معمولی).

آکوارمارین (Aquamarine) از گروه بریل

آکوامارین چنان که قبلا عنوان گردید همرا با کانی های زمرد و بریل در گروه بریل قرار دارد. نام آکوامارین ( در زبان لاتین) به دلیل تشابه رنگ آبی آن با رنگ دریا انتخاب شده، و به همین دلیل در ایام قدیم برای دریانوردان نوعی طلسم جهت حفاظت در مقابل حوادث دریانوردی به شمار می رفته است. مرغوب ترین رنگ در بلورهای آکوامارین رنگ آبی سیر می باشد.

آکوامارین اغلب به صورت کریستال های درشت و شفاف و بدون عیب می شود. برخی از بریل های سبز و زرد را با کمک حرارت می توان به آکوارمارین آبی تبدیل نمود.

بلورهایی با کیفیت پایین تر رنگ را می توان با حرارت دادن تا حدود ۴۰۰ درجه سانتیگراد، به رنگ آبی سیر و مرغوب درآورد. آکوامارین بلورهای شکننده و درشت دارد ولی شفافیت آنها مانند بلور زمردی می باشد که تک دارد . فلز رنگ زا در آکوامارین آهن بوده که جایگزین فلز آلومینیوم (به مقدار بسیار جزئی) می گردد. جزء محتویات درونی و مشخصه این کانی کانال های رشته مانند و تو خالی است که نور را منعکس می کنند. در مواقعی که خطوط رشد به وفور در بلور وجود داشته باشد پدیده چشم گربه و یا حتی آستریزم مشهود می گردد.

به دلیل محتویات فراوان از  برخی بلورهای آکوامارین خواص فیزیک آنها در موارد گوناگون می تواند متفاوت باشد، مانند آکوامارین ماکسیکس (Maxixe Aquamrine) ، که به علت از دست دادن رنگ در مقابل نور آفتاب طالب چندانی ندارد.

معادن آکوامارین مانند سایر کانی های همگروه در تمام قاره ها یافت می شوند. ذخائر با اهمیت آکوامارین در برزیل در معادن میناس جراس ،باهیا، درجمهوری مالاگاسی، افغانستان، تانزانیا، پاکستان و در روسیه واقع است. در معادن روسیه سنگ مادر حاوی بلورهای آکوامارین، پگماتیت و گرانیت دانه درشت می باشد. به نظر می رسد معادن مهم در روسیه در حال حاضر متروکه شده باشند.

کریستال های بسیار بزرگی از آکوامارین در معادن مختلف یافت شده اند که بزرگ ترین آنها به وزن ۵/۱۱۰ کیلوگرم و به ابعاد ۵/۴۸ سانتی متر طول و ۴۲ سانتیمتر قطر است. این کریستال که در کیفیت مطلوبی برای تراش قرار داشت در سال ۱۹۱۰ میلادی در مارابایا در ایالت میناس جراس در برزیل یافت و بعدها به قطعات و نگین های متعددی تراشیده شد. در دهه اخیر نیز بلور های بسیار بزرگی که یکی از آنها ۰۰۰/۵۵۲ قیراط است . البته بلورهایی نیز یافت شده اند که چندین تن وزن دارند ولی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند، غالبا بی رنگ و کدر بوده و در صنعت جواهر سازی مورد استفاده ندارند. تراش رایج و مطلوب در آکوامارین نیز همان تراش زمرد ونه یا قیچی وار است و نگین های تراشیده شده اکثرا به صورت مربع یا لوزی هستند. درهنگام خرید باید حتما به رنگ، مخصوصا ته رنگ سبز که غالبا دیده می شود توجه نمود. نگین های آکوامارین موجود در بازار معمولا به رنگ آبی کمرنگ دیده می شوند ولی با کمک تکنیک های حرارتی فرآوری شده پیشرفته معمولا ته رنگ سبز از رنگ حذف می شود. معادن بی اهمیتی نیز در نیوساوت ویلز در قاره استرالیا، در کشور برمه، سری لانکا، هندوستان، کنیا، موزامبیک، زیمبابوه، ماداگاسکار و در آمریکا وجود دارند.

کانی های جواهر  که به علت تشابه ممکن است اشتباها آکوامارین شناسایی شوند عبارتند: از:کیانیت، توپاز، تورمالین، زیرکن و نگین های آکوامارین بدلی ساخته شده از شیشه .

نگین های آکوامارین مصنوعی در لابراتوار تولید می شوند ولی این کار از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. نگین های مصنوعی موجود در بازار در حقیقت اسپینل مصنوعی بوده که به رنگ آکوامارین می باشند.

پلینی نویسنده روم باستان این سنگ را جواهری سبز همانند دریا نامیده که از سبز رنگ پریده تا سبز تیره متغیر است. در شرق زمین به عنوان یک سنگ پاک مورد ستایش قرار گرفته و به طور خاص تحت تاثیر شخصیت مالک خود بوده است.

عمده ترین رنگ ها در بریل گرانبها آبی روشن، آبی مایل به سبز و یا سبز مایل به آبی، سبز مایل به زرد در آکوامارین – کریزولیت، زرد در بریل زرد و یا بریل طلائی که نفیس ترین نوع آن می باشد . قرمز مایل به صورتی و بریل بی رنگ کمیاب تر هستند و قاعدتا تراش صفحه دار داده نمی شوند. این انواع در رنگ از زمرد متفاوت است و به عنوان قاعده بلورهائی با صفحات بیشتر تشکیل می دهند و اغلب به شکل بلورهائی با ترکیب هگزاگونال پریسم و صفحه انتهایی (Basal plane) آکوامارین با رنگ سیر بسیار نادر است و فقط به صورت بلورهای وچک به رنگ آبی سیر، آبی سافیر در معدن Royal Stone در ماساچوست آمریکا یافت شده. مابین بریل آبی آسمان و بریل آبی – سبز یا سبز- آبی تفاوت وجود دارد . بریل آبی آسمانی را به عنوان آکوامارین اصیل و دو رنگ بعدی را به نام آکوامارین بسیار نفیس و درخشان می نامند و زیبائی آنها مخصوصا در زیر نور لامپ جلوه می نماید. رنگ در هر موردی به حضورکروم بستگی ندارد چنان که در زمرد دیده می شود، بلکه در اینجا فلز رنگ زا آهن است که همیشه تا حدود ۱ تا۲ درصد در ترکیب شیمیایی وجود دارد. پژوهش هایی برای امتحان پایداری رنگ در بریل سبزو زرد در سنگ گرانیت به عمل آمده و پس از یک ساعت حرارت دادن در دمای ۳۷۵ درجه سانتیگراد مشاهده شد که بلورها هنوز نیمه شفاف هستند ولی رنگ خود را کاملا از دست داده اند. دو رنگی (Dichroism) در آکوامارین با رنگ به قدر کافی تیره قابل رویت است، و در دورنگی دو تصویر می توان دید، یکی آبی خالص قدری روشن و دیگری زرد – سبز بسیار کمرنگ یا تقریبا بی رنگ. دو رنگی در نونه هایی با رنگ سیرتر را می توان حتی با چشم غیر مسلح دید.

آکوامارین و بریل گرانبها قاعدتا رنگی یکنواخت دارند و بی نظمی ها در پراکندگی رنگ بسیار نادر است. بلورهای بدون عیب و کاملا شفاف در آکومارین بسیار کمتر از خواهر دوقلوی آن زمرد با همان خصوصیات است، ولی به هر حال گاهی قسمت های کدر یا لکه های ابری نیز در آن دیده می شوند. این پدیده به دلیل وجود حفره های کوچک میکروسکپی فراوان و نزدیک به هم، که یا تو خالی هستند و یا با مایعات پر شده اند، به وجود می آید سنگی ره که این لکه ها را داشته باشد نمی توان به خوبی صیقل داد در حالی که بریل عاری از چنین نقصی قابلیت پولیش بسیار درخشانی را دارد. در برخی بلورها قسمت های شفاف و ابری به طور متناوب در کنار یکدیگر قرار گرفته اند در این صورت باید بخش های کدر و ابری را از سایر بخش ها جدا نمود و سپس تراش داد. بریل گرانبها و آکوامارین قاعدتا به شکل برلیان یا طرحی از تراش پله ای تراشیده می شوند،و باید توجه داشت که به دلیل کم رنگ بودن، نگین تراشیده شده باد عمق کافی داشته باشد  وگرنه بسیار بی رنگ جلوه خواهد کرد. درخشش و رنگ بریل را اغلب می توان با قرار دادن فویل در زیر نگین بهبود بخشید. بدین منظور آکوامارین را روی فویل نقره ای و یا در قابی که با روکش تیره پوشیده شده قرار می دهند . فقط نگین های بسیار زیبا و با رنگ نفیس را در پایه باز سوار می کنند. یک آکوامارین تراش داده شده به وزن ۵/۱۷۹ گرم (۵/۸۷۵ قیراط) در موزه کانی شناسی بریتانیا نگهداری می شود. بلورهای بریل اغلب منشور نسبتا نازک و کشیده دارند و خط کمربندی نگین های تراش داده شده شکلی کشیده می یابند. بلورهای بزرگ بریل را در مشرق زمین اغلب به صورت دسته خنجر و یا سایر وسایل نسبتا درشت تراش می دهند. در بلورهایی با فرم های کشیده جهت طولی آنها مصادف است با جهت محور اصلی کریستال، و نگین را به گونه ای می تراشند که دو رنگی در آن به خوبی نمایان باشد. آکوامارین را، به دلیل حالت شادابی نسبی آن، اغلب به عنوان سیله ای برای بیان هنر تراشنده به کار می گیرند. گفته می شود در دوران باستان از بریل برای ساخت شیشه عینک استفاده می کردند و به همین دلیل عینک در زمان آلمانی Brille نام گرفته. بلورهای شفاف با رنگ خوب و بدون عیب از بریل گرانبها، مخصوصا آکوامارین، باحجم قابل توجه به هیچ وجه کمیاب نیست. منشورهائی از بریل با کیفیت جواهر گونه و طول و قطری برابر با انگشت شست انسان فراوان یافت می شود. باربوت (Barbot) جواهر ساز فقید پاریسی در نوشته هایش به بلور آکوامارینی اشاره می کند به وزن تقریبا ۱۰ کیلوگرم که زیبایی خارق العاده ای داشته و قیمت آن بالغ بر ۶۵۰۰۰ دلار بوده است. در سال ۱۸۱۱ هم یک بلور زیبای سبز چمنی از بریل به وزن ۱۵ پوند در ایالت میناس نواس در برزیل یافت شد. بنابراین چندان تعجب انگیز نیست که آکوامارین را در میان سنگ های جواهر ارزان قیمت یافت. نگین یک قیراطی با کیفیت متوسط را می توان با چند دلار تهیه نمود. فقط نگین هایی که رنگی نفیس داشته و از هر نظر عالی باشند می توانند بهایی گرانتر را طلب نمایند، ولی حتی این گونه نگین ها هم با نگینی از زمرد با کیفیت مناسب رقابت نمی کند. بریل گرانبها و مخصوصا آکوامارین را می توان به صورت سنگی با کیفیتی جواهری در بسیاری از نقاط یافت. همانند زمرد، آکوامارین نیز در بلوردان های پگماتیتی دانه درشت و سنگ های مشابه یافت می شود. حضور آکوامارین در معادن ثانویه، همانند قلوه سنگ های جواهر گونه بسیار نادر است. در برزیل این کانی همراه با کریزوبریل، توپاز سفید یا آبی، و یا به صورت قلوه سنگ های کوچک در معادن ثانویه در میناس در شمال شرقی ایالت میناس جراس به یافت می شود. به ندرت در مناطق الماسی – شنی در این ایالت با الماس همراه است. در میان قلوه سنگ ها آکوامارین نیز با وزن قابل توجه گاهی یافت می شود، چنانچه یک قلوه سنگ از آکوامارین به وزن ۱۵ پوند در سال ۱۸۱۱ در نزدیکی Riosao Matheus یافت شد که از قلوه سنگ های معمولی بسیار بزرگ تر بود و احتمالا از گرانیت درشت دانه سرچشمه گرفته بود. در اطراف ریودوژانیرو هم آکوامارین در رگه هایی در گرانیت درشت دانه که به درون توده گنیس نفوذ کرده یافت می شود. در کوه های اورال ( روسیه)آکوامارین به فراوانی یافت می شود و اغلب بلورهای نفیس همراه با توپاز هستند. در منطقه اورال در نقاط نختلف در حوالی Eate Rinburg و دریاچه IImen در حوالی کوهستان IImen و نیز در منطقه طلاشوران در کناره رودخانه Sanarka در جنوب منطقه اورال، آکوامارین و بریل یافت می شوند. نفیس ترین بریل که در اورال یافت شده، در حوالی دهکده Mursinka، معمولا بلورهایی به شکل پریسم هگزاگونال، کاملا شفاف یوهدرال، که می تواند به رنگ های زرد شرابی، زرد متمایل به سبز، سبز متمایل به آبی یا آبی کم رنگ باشد و در قسمت طولی از چند میلمتر تا ۳۰ سانتیمتر درازه داشته باشد. به طور معمول بلورها تک کریستالی هستند. ولی گاهی هم به صورت مجموعه ای در هم رشد کرده یافت می شوند که نظم بلورها بی قاعده و یا در جهتی موازی هم قرار دارند. مجموعه ای متشکل از بلورهای سبز مایل به زرد یا سبز مارچوبه ای کاملا شفاف و رشد کرده درجهت موازی با یکدیگر در سال ۱۸۲۸ یافت شد که طول آن ۲۸ سانتی متر و محیط آن۲/۳۱ سانتیمتر بوده و در کلکسیون انستیتو معدن در سنت پترزبورگ نگهداری می شود و ارزش آن ۰۰۰/۷۳۹ دلار تعیین شده بود .

نمونه های خصوصی با شکوهی از این محل و مکان های یافت دیگر را می توان در کلکسیونهای مختلف در سراسر جهان تحسین نمود.

 

م کاسب

خانم کاسب فارغ التحصیل رشته مهندسی شیمی است. ایشان علاقه زیادی به کار با جواهرات و تحقیق در مورد خواص سنگ ها و فلزات گرانبها دارد. بدیهی است که تحقیق و پژوهش احتیاج به مطالعه بسیار دارد و اتفاقا کتابخوانی یکی از مهمترین فعالیت های ایشان در اوقات فراغت است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *